شاش‌سنجی
خواب ديدن مرد مرده شاش‌سنجی من فکر نمی‌کنم که مولین ویلاریل بونن، آدم معروفی باشد. در هر حال انگار او در یکم نوامبر 1941 در فیلیپین به دنیا آمده و در 1964 به آمریکا مهاجرت کرده است. من او را نه به خاطر زندگی حرفه‌ای‌اش به عنوان یک استاد دانشگاه یا مشاور یا پرستار، بلکه به خاطر خاتمه‌نامه‌ی کارشناسی ...
خضر
خواب ديدن مرد مرده خضر خواب دیدم که در سفر بودم با مریم؛ رفتیم کنار درخت؛ که بیماری بهش پناه آورده بود؛ نشستیم، دم‌نوش خوردیم و کتاب را باز کردم: "و هنگامى كه گذشتند، به (یار) جوان خود گفت غذايمان را بياور كه راستى ما از اين سفر رنج بسيار ديديم". در خواب خیال کردم که من موسی باشم، مربم جوان، و بیمار...
تسلی
خواب ديدن مرد مرده تسلی دوستانِ طرفه‌بن‌العبد هم انگار یاران امرؤالقیس، با شترهای خود گرد او حلقه زدند و دلداری‌اش دادند که خویش را از اندوه هلاک مکن...وقوفاً بها صحبي عليّ مطيّهم، يقولون لا تهلك أسى و تجمّل‌/تجلّدزینب باکشی کاراتاگ به اندازه‌ی این ‌دو تا خوش‌اقبال نبود. آخر سر، هیچ کور کورزاده‌ای ن...
مهسا امینی
تف به روی شما که اسباب مرگ مردم را فراهم میکنید. تف به روی ما که گیر شما آدمهای دوزاری افتادهایم.برچسبها: اوضاع ما  |+| نوشته شده در  شنبه ۱۴۰۱/۰۶/۲۶ساعت &nbsp توسط حسن همتائی  |  Adblock test (Why?)
شاشسنجی
من فکر نمیکنم که مولین ویلاریل بونن، آدم معروفی باشد. در هر حال انگار او در یکم نوامبر 1941 در فیلیپین به دنیا آمده و در 1964 به آمریکا مهاجرت کرده است. من او را نه به خاطر زندگی حرفهایاش به عنوان
راسل و پوپر اتمی
اینجا استدلالهای راسل و پوپر را در باب خلع سلاح اتمی آوردهام که هر دو، البته با اختلاف، مربوط با سالها پیش هستند. مقدماتِ آنها کموبیش ناساز است و نتایجشان متضاد؛ و برای ما که در آیندهی آن روزها
هنر متقاعدسازی
ویراست آخر کلاسیکِ لذتبخشِ هیوز و کرِسوِل در منطق موجهات را مطالعه میکنم. لابهلای معرفی و دفاع از قاعدهای در معناشناسیِ آن سادهترین منطق مسوّرِ موجهاتی، نمیتوانم طعنهی گزندهای را که در این عبا
activated complex
مطمئن میشوم که کلاهخودم لق نزند و دنبال صدا در صف همرزمان، سر میچرخانم. جویی دِمایو است که دَم گرفته: «گفتیم میآییم. باری؛ اینک اینجاییم...» وقت وقت است. همالان شیپور جنگ نواخته خواهد شد. لیوان ه
سوگ
در شب میانهی هفتهی سیویکم، پسر معروفترِ عامر بن جَزء بن مالک، از اولین و آخرین فرصت ملاقات با دلدار خود ناامید شد. صدّیق اکبر، خبرِ زوال عقل شائول را به خضر و الیاس رسانید. دلار ارزان شد. اعتصاب غذای وحید به فاجعه انجامید. محمود به جهان دیگر رفت. من پیش از آنکه بانگ خروس بلند شود، سه بار خودم را انک...
فتوحات اسنپی
 این نامهی مینیمال را حضرتش در کربلا به برادر خود نوشت. خدا شاهد است که نامهی سنگینی است و من گرخیدم. "بسم الله الرحمن الرحیماز حسین بن علی به محمد بن علی و اطرافیانش از بنی هاشم؛اما بعد؛ گویی دنیا اصلاً نبوده است و گویی از اول، آخرت بوده است.والسلام." این پایین، اصل متن را گذاشتهام."بسم الله الرحمن...
فتوحات اسنپی
این نامه‌ی مینیمال را حضرتش در کربلا به برادر خود نوشت. خدا شاهد است که نامه‌ی سنگینی است و من گرخیدم.   "بسم الله الرحمن الرحیماز حسین بن علی به محمد بن علی و اطرافیانش از بنی هاشم؛اما بعد؛ گویی دنیا اصل&
ارسطو، ابن سینا و قیاس
حیوان بر هر انسان، حمل میشود (گفته میشود)؛انسان بر هیچ سنگ، حمل نمیشود (گفته نمی شود)؛پس: حیوان بر هیچ سنگ، حمل نمیشود (گفته نمیشود).این ترجمهای تحتالفظی از استدلالی به زبان یونانی است که ارسطو به عنوان مثالی از شکل نخست قیاس (باهمشماری) معرفی میکند. حیوان و سنگ را "حد اکبر" و "حد اصغر" میخواند که د...
روزی روزگاری ابن سینا
... و این [قیاس] را "استثنائی" مینامم، و [حال آنکه] عموم [منطقدانان]، "شرطی" میخوانندش.* *... وهذا أسميه استثنائيا، والجمهور يسمونه شرطيا ابو علی سینا، "شفا"، مقاله سوم، فصل چهارم برچسبها: اوضاع ما |+| نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۲/۱۰/۲۹ساعت &nbsp توسط حسن همتائی |
از زبان سقراط
"کسانی که از راه درست به فلسفه میپردازند در همهی عمر، ... هیچ آرزویی جز مرگ ندارند."دورهی آثار افلاطون، جلد اول، فایدونترجمهی محمد حسن لطفی و رضا کاویانی، انتشارات خوارزمیبا سپاس از میلاد که این لذت را فراهم کرد. برچسبها: تخم مرگ |+| نوشته شده در شنبه ۱۳۹۲/۱۱/۱۹ساعت &nbsp توسط حسن همتائی |
برای محمدعلی نامی که نمی شناسمش
شعر را تصادفی شنیدم و از وبلاگ شاعرش - علی محمد مودب - که نمیشناسمش سوا کردم؛ خیلی حال داد... سقراط نیستی که شوکران نوشیده باشی در محاصره آتنیان معذّب حلّاج نیستیکه اناالحق گفته باشی بر سر دارنه شمسی، نه عینالقضات تو مثل خودت هستی، محمّدعلی!احتمالاً گلولهای خوردهای و نالهای کشیدهای نالههایییا در کسر...
شبور، پاتنم، خوک
دوستم علی، خیلی گذری توجه مرا به نیایش شبّور جلب کرد؛ نام دیگرِ نیایش، سمات است؛ یعنی سمةها. "سمة"، طوری که واژهنامهی المعانی گفته، به معنای نشانه، صفت، وجه تمایز، خاصیت، وجه مشخصه، ویژگی، علامت و اینجور چیزهاست. خیال میکنم نام این نیایش {سمات: نشانهها} به اندازهی کافی یک دوستدار فلسفهی زبان را به ی...
روز از نو
... عالم، شبِ قدر و روزِ قیامت است؛ و بیش از یک شب و روز نیست. از روحالله خمینی (1368)، آداب الصلوة، انتشارات ناصر-انتشارات پیام آزادی، ص 355برچسبها: اوضاع ما, درنگ |+| نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۶/۰۴/۰۴ساعت &nbsp توسط حسن همتائی |
مریم میرزاخانی
یک بار رزومهی مریم میرزاخانی را در پوشهی رزومهها دیدم و برای مدتی گیج و منگ بودم که این دختر کجا و کاروبار ما کجا. البته که گروه ما فوقالعاده بود اما هیچ ایدهای نداشتم که ما چه کمکی میتوانیم به هم بکنیم. یکیدو ساعتی زمان برد تا فهمیدم که در واقع رزومهای از او ارسال نشده؛ خودم بودهام که یک زمانی آن ر...
داعش در ایران
برای من که فرصتی نداشتهام پیگیر قصهی داعش (یا به قول دوستمان داعس) بشوم شنیدن رجزخوانیهای حملهکنندگان به مجلس، جالب بود. آنجا که در پسزمینهی معرکه، صدایشان میآمد که "أتظنون أنا سنرحل" یعنی به خیالتان که ما رفتنی هستیم؟ به نظرم مطنطنتر از آن آمد که میانهی تیراندازی به ذهن ایشان رسیده باشد. پیگیر شدم ...